ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

35

مجمع التواريخ ( فارسى )

از طرف دريا ساخته‌اند كه عند الحاجة هرگاه آن زنجير را بكشند هيچ جهازى و كشتى را ممكن نيست كه از اندرون ببيرون يا از بيرون باندرون تواند تردد نمود و از طرف خشكى نيز زياده از دو راه ندارد يكى از طرف غرب كه بجانب مطرح كه قصبه‌ايست از آن بلاد از بالاى كوه مسلوك است و در آنجا نيز برجى ساخته‌اند كه بىرضاى ساكنين آن برج تردد ممكن نيست و ديگرى از طرف ما بين شرق و جنوب كه بجانب سداب و دغمر و قريات ( بضم قاف و تشديد ياء ) كه هر يك قصبه‌ايست ميرود و در آنجا نيز بر قلهء كوه برجى مانند راه مطرح ساخته‌اند . القصه چون فرنگان مالك آن ملك شدند بسبب غلبهء تعصب در مذهب كه لازم غير منفك فرقهء پرتگيش است شروع در تصرف در دين و آئين مردم آن بلاد نمودند و بلطف و عنف مردم را دعوت بمذهب خود كردند . چون فرقهء عرب در مذهب اسلام متصلب و ثابت قدم‌اند بعد از اطلاع اين معنى از اطراف و جوانب جمع شده در صدد استرداد اين ملك از تصرف آنها و بدر كردن آن اشقياء از ملك خود شدند و چون فرنگان پرتگيش ممالك سواحل دريا را متصرف شده بودند مانند مصيره و مطرقه و رأس الحد و سور و بعلان و طوى و قلهات و قريات و مسقط و مطرح و بركه و صحار و دبا و ليما و سير و خصب و جلفار و بلادى كه از كنار دريا دور بود مانند روضه و صمد الشام و نزوا و بهلا و رستاق كه اين سه بلاد اخير قلمرو پاى تخت عمان است و سمايل تا حصن الحروم و پيرين همه در تصرف اهل عمان باقى بود و بعضى از اولاد ملوك حمير كه وارث آن بلادند نيز بر آن بلاد مستولى بودند بعد از سنهء الف ( 1000 ) هجرى در روز يكشنبه كه نصارى در معبد خود كه آن را كرجه « 1 » ميگويند بعبادت خود مشغول بودند على الغفله بر آنها ريخته همه را بقتل آورده قلاع آنها را متصرف شدند و خود مانند فرنگان صاحب جهاز گرديده به نحوى در جهاز رانى و جنك دريا ماهر شدند كه در زمان تسلط آنها هيچ جهازى از فرنگان را يارا نبود كه در برابر جهاز آنها تواند

--> ( 1 ) كرجه ظاهرا تحريفى است از كلمهء Church بمعنى كليسا